باور مکن

به قول شاعر:حال همه ما خوب است.اما تو...باور مکن.

تا بعد...

تصاویر سایت فردا از عروسی پسر رئیس جمهور

 اینها که می بینید تصاویری از مراسم عقد پسر آقای رئیس جمهور است.خبر و عکس ها مربوط به سایت خبری تحلیلی فرداست.در پایان هم بعضی از نظرات خوانندگان فردا رو می بینید.طبق گفته فردا:مجلس زنانه  در منزل آقای مشایی و مجلس مردانه در منزل همسایه وی برگزار شده است. مبارک باد.
 
 

ادامه نوشته

سلام بر دوستان درختی ام

سلام.من خودم هستم.یعنی خیلی سعی می کنم که خودم باقی بمانم و خدای نا کرده با کس دیگری اشتباه گرفته نشوم.دوستانی دارم بهتر از برگ درخت.اما یکی دو نفر هم  هستند که خود درخت هستند!یعنی ریشه دارند و فکر نمی کنم آنها را هم کسی با کس دیگری اشتباه بگیرد.آدم سیاسی هم نیستم که اگر بودم .... کاملا اجتماعی هستم.و البته در اجتماع هم سیاست هست هم اقتصاد هست هم ورزش هست هم نان هست هم غذا هم گوجه فرنگی.این توضیحات را به این خاطر دادم که چون نوشته هایم بعضی وقت ها تلخ می شود فکر نکنید که قصد وغرض سیاسی دارم.من مخلص تمام آدم های اجتماع هستم.هر چند تشخیص دادن این همه آدم از آدم! برایم مشکل است.من مخلص همه دوستان  برگ درختی ام  هستم اما دوستان درختی ام را بیشتر دوست دارم.من از مرحوم سهراب سپری هم معذرت می خواهم.من عاشق یکی دو دوست درختی  هستم که عاشقشان هستم.

یکی از آنها هم تویی. 

آماده عقد قرارداد

نمی توانم بنویسم.مخم سوت می کشد.دلیلش را نمی توانم بگویم.چون نمی توانم بنویسم.چون مخم در حال سوت کشیدن است.بوق ممتد می زند.دلیلش را نمی توانم بگویم...

به به چه بوقی ...چه سوتی...

فقط اعلام می کنم که آماده عقد قرارداد با شرکت راه آهن هستم.حیف است که این بوق هرز برود!

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌ پوشی بکام
باده رنگین نمی ‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می ‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

"فریدون مشیری"

مطالبات دیروز سهام فردا

این یادداشت کوتاه امروز در جام جم چاپ شد:

آن مرد از مجلس رای اعتماد گرفت و آمد.

آن مرد وزیر آموزش وپرورش شد.

روز اول فراخوان همکاری داد.

روز دوم هم فراخوان همکاری داد.

اما معلمان منتظر مطالبات خود بودند.گویا صدای وزیر از راه آمده را نشنیدند.آنها منتظر بودند که بشنوند آخر وعاقبت مطالباتشان چه می شود؟

آن مرد وزیر گفت:ساختارها را باید متحول کنیم.

روز بعد عید شد.و بعد از عید ...وزیر با تحول آمد.

معلمان اما هنوز به دنبال مطالبات خود بودند.

صدای تغییرات بلند شد.روزنامه ها بی صدا از قول آن مرد وزیر نوشتند:مطالبات معلمان را در قالب سهام می دهیم.

خیلی ها نشنیدند.

و آنها که شنیدند گفتند:سهام!؟

رابطه مطالبات چند سال به تعویق افتاده ما معلمان با سهامی که با آن نمی توان امروز گوشت و مرغ خرید چیست؟

آنها که شنیدند گفتند:مطالبات دیروز و سهام فردا؟پس امروز ما معلمان چه می شود؟

                                                   ****

یکی از آن معلمان به روزنامه زنگ زد و گفت:از قول ما بنویسید که ما روی ریال به ریال مطالباتمان حساب باز کرده ایم.سوپر مارکت محل ما دانشگاه فرزندانمان آقای نانوا و میوه فروش از ما سهام قبول نمی کنند.

ما با مشکلات امروزمان چه کنیم؟

تغييرات شتابان در آموزش و پرورش‌
 كمي بالاتر از خيابان پاستور تهران كه محل آمد و شد وزيران دولت نهم است، ساختمان اصلي وزارت آموزش و پرورش در خيابان سپهبد قرني قرار دارد كه اين روزها مركز ثقل تغييرات در بدنه نظام آموزشي كشور است.
وزير تازه از راه رسيده كه در روزهاي نخست از تحول بنيادين سخن گفته بود اينك دست به كار شده و قصد دارد ساختار جديدي را پي‌ريزي كند.
مرور (بايگاني رسانه‌ها)‌ و مطبوعات نشان مي‌دهد كه آخرين تغييرات وزارت آموزش و پرورش، سال 1382 و زمان وزارت مرتضي حاجي صورت گرفته است.

عليرضا علي‌احمدي، وزير فعلي كه كار خود را با اعلام فراخوان از معلمان براي بررسي و ارائه راه‌حل‌هايي براي بهبود وضعيت آموزش و پرورش شروع  كرده بود، هم‌اكنون مي‌خواهد برخي معاونت‌ها را حذف، برخي را تلفيق و معاونت‌هايي نيز ايجاد كند.

خبر ايجاد تغييرات در آموزش و پرورش در حالي منتشر شده است كه هيات دولت در دل خود آبستن تغييرات ديگري است كه رسانه‌ها از آن خبر داده‌اند.

اما تغييرات آموزش و پرورش حداقل روي كاغذ و براساس اعلام‌ها و شنيده‌ها بسيار سريع‌تر از تغيير ساير وزرا صورت گرفته است.

ديروز خبرگزاري فارس در گزارشي تحليلي به بررسي اين موضوع پرداخت.

ابتداي اين گزارش آمده است: ساختار تشكيلاتي وزارت آموزش و پرورش در هفته‌هاي گذشته بسرعت در حال تغيير بوده است به گونه‌اي كه حتي در مدت يك هفته تغييرات عمده‌اي در ساختار آن مشاهده مي‌‌شود.

براساس آنچه تاكنون به صورت رسمي از زبان مسوولان آموزش و پرورش اعلام شده است، دفتر آموزش و پرورش عشايري حذف و اداره كل سلامت و تربيت بدني براي دختران و پسران ايجاد مي‌شود.

دبيرخانه‌‌اي به نام ستاد تحول بنيادين و معاونتي به نام برنامه‌ريزي و نظارت شكل مي‌گيرد. همچنين از قول وزير آموزش و پرورش خبر تشكيل معاونت آموزش و نوآوري و معاونت‌ امور ايثارگران اعلام شده است. برخي خبرها نيز از تشكيل معاونتي به نام معاونت پشتيباني حكايت دارد.

اظهارات وزير

وزير آموزش و پرورش زيربناي استدلالي اين تغييرات را قانون مديريت خدمات كشوري مي‌داند كه او را ملزم كرده است تعداد مديريت‌هاي آموزش و پرورش را كم كند.

چند روز قبل علي احمدي در مشهد اعلام كرد: براساس قانون مديريت خدمات كشوري مبني بر كاهش تعداد مديريت و لزوم اجراي آن، ما راهي جز ادغام بعضي معاونت‌ها نداشتيم كه البته اين به طور كامل تصويب نشده است.

وي ادامه داد: در طرح جديد، معاونت آموزشي آموزش و پرورش بازسازي شده و با عنوان معاونت آموزشي و نوآوري شروع به كار مي‌كند.

وي خاطرنشان كرد: ادغام معاونت آموزشي خيلي مفيد و به صرفه است، زيرا اگر دو معاونت هماهنگ كار كنند و ارائه خدمات دهند، مي‌توان از تمامي امكانات موجود استفاده كرد.اين در حالي است كه به گفته كارشناسان، سرعت ايجاد اين تغييرات و اعلام آن به قدري است كه فرصت هر نوع واكنش و اظهارنظر كارشناسي را از آنان گرفته است.

گرچه، به عقيده آنان  اظهار نظرهاي اعلا‌م شده نشانگر اين مساله است كه برخلاف نظر اوليه وزير آموزش و پرورش مبني بر نظرخواهي از كارشناسان، استادان و معلمان براي بررسي شرايط، مشكلات و آسيب‌هاي اين وزارتخانه و ارائه راهكار  براي حل آن،‌اين  تصميمات قبلا‌ اتخاذ شد ه است.

تغييرات سريع‌

سرعت و دامنه تغييرات ايجاد شده در وزارت آموزش و پرورش، همان مساله‌اي است كه يكي از دلايل بركناري وزير قبلي آموزش و پرورش اعلام شد. در جلسه توديع فرشيدي در خلال سخنان سخنرانان مراسم، اين مساله مشهود بود كه سرعت تغييرات در آموزش و پرورش متناسب با انتظارات دولت نيست. اما برخي اظهارنظرهاي مسوولان قبلي حكايت از نگرش متفاوت آنان به اين مقوله دارد.

باقر پيشنمازي، معاون امور پرورشي وزير قبلي كه خيلي زود پست خود را با آمدن علي احمدي ترك كرد يكي از همين افراد بود. او چندي پيش در گفتگو با «جام‌‌جم» نگاه به آموزش و پرورش را نيازمند سعه صدر، برنامه‌ريزي درازمدت و جلوگيري از تغييرات زود به زود اعلام كرد.

به عقيده او احياي معاونت پرورشي ماحصل كار كارشناسي وسيع و پرحجمي بود و اجراي سياست‌هاي اين حوزه نيز نيازمند امكانات، بودجه و از همه مهمتر تغيير نگاه به مقوله آموزش و پرورش است. اكنون معاونت پرورشي نيز دچار تغييراتي شده است.

ساختار تشكيلاتي فعلي معاونت پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش سه دفتر با عناوين «مطالعات و استانداردسازي منابع»، «فضاسازي قرآني، فرهنگي و هنري» و «سلامت و پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي»، دو اداره كل با نام‌هاي «تربيت بدني» و «امور اردوها و فضاهاي پرورشي» و همچنين دو مديريت با عناوين «مديريت امور اجرايي» و «برنامه‌ريزي تربيت اقتصادي و زيستي» را شامل مي‌شود.

اما در ساختار جديد طراحي شده براي وزارت آموزش و پرورش، معاونت پرورشي و تربيت بدني در كنار «سازمان دانش‌آموزي/ دبيرخانه مجلس دانش‌آموزي» در زير مجموعه خود، دفاتري با عنوان «امور مشاوره و پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي»، «توسعه فعاليت‌هاي اردويي، فرهنگي و هنري»، «گسترش فرهنگ نماز و فعاليت‌هاي قرآني» و دو اداره كل «سلامت و تربيت بدني دختران» و «سلامت و تربيت بدني پسران» را تحت پوشش قرار مي‌دهد.

ادامه تغييرات‌

آيا اين تغييرات ادامه مي‌يابد؟ اين سوالي است كه پاسخ آن شايد روزهاي آينده مشخص شود اما آنچه تاكنون رخ داده نيز يك خانه‌تكاني اساسي از ساختار ستادي آموزش و پرورش است كه سرعت در آن حرف نخست را مي‌زند.

دكتر امامي، كارشناس آموزشي و استاد دانشگاه در اين باره بر ضرورت هدفگذاري‌ در اين تغييرات و لزوم ايجاد تغييرات براساس نگاه علمي تاكيد دارد. او مي‌گويد: سرعت اين تغييرات بدون اعلام پشتوانه‌هاي علمي و تحقيقاتي و بستر تئوري آن كمي عجيب است و ضرورت دارد كه وزارت آموزش و پرورش همزمان با اعلام اين تغييرات پردامنه پشتوانه عملي آن را نيز اعلام كند تا افكار عمومي و بويژه قشر فرهنگي جامعه از آن آگاه شود.
او مي‌افزايد: تغييرات در آموزش و پرورش بايد با دقت و دور از هرگونه شتابزدگي و نگاه سليقه‌اي و متناسب با اهداف و سياست‌هاي عالي نظام باشد و اميدوارم اين تغيرات نيز بتواند اين اهداف را محقق كند.به عقيده او تغييرات پي در پي در وزارت آموزش و پرورش چه در سطح مديران و چه در ساختار، لطمات زيادي به نظام آموزش و پرورش وارد مي‌كند.

مشكلات در مدارس‌

ايجاد اين تغييرات در حالي اعلام شده و منتظر تصويب در معاونت توسعه و مديريت و سرمايه انساني رياست جمهوري است كه وزارت آموزش و پرورش در تشكيلات صفي خود و در سطح مدارس و معلمان همچنان درگير مشكلات است و براساس اعلام وزير، مطالبات فرهنگيان به صورت سهام در اختيار آنان قرار خواهد گرفت.


روی دیگه سکه

خدا بگم چیکارتون نکنه با این کامنتایی که می ذارین.و با این اس ام اسایی که میدین.اینقد بهم برخورد که نگو. و یکهویی تصمیم گرفتم که روی دیگه سکه رو نشونتون بدم.خواستم به همتون انرژی بدم.حتی خواستم دور از جون انرژی درمانی کنم ...اینقد هیجان کاذب این که من باید به شما بفهمونم که می تونم جور دیگه هم بنویسم که پست قبلی رو همین جور نصفه و نیمه فرستادم رفت توی دنیای مجازی.نه عنوانی نه هیچی.حالا می خوام بترکونم.چی فکر کردین؟هی؟آقای میم که کامنت گذاشتی:زندگی روی دیگه هم داره؟می خوای اون روی سکه خودتو بریزم وسط دنیای مجازی؟فکر کردی قلمم اینجوریه!؟ نه داداش ما هم بلدیم بهاری باشیم.اصلا می دونین من خود بهارم.(می بینم اینقر انرژی گرفتین که نگو!) 

ولی حالا خودمونیم.راست گفتن اونایی که گفتن زندگی روی دیگه هم داره.و دوستی که میگه غمم می گیره وقتی وبتو می بینم.

من تسلیمم.من...قربون همتون.اصلا من متعلق به شمام.

می دونین؟ حکایت منم با این مطالبم شده حکایت بعضی فیلم ها و سریال های تلوزیون خودمون که همش آه وناله است.و ملت هم هی باید بشینن و اینها رو ببینن و یاد قرض هاشون بیفتن.

بهر حال محض رو کم کنی تمام دوستان و کوری چشم دشمنان خواستم روی دیگه سکه رو نشون بدم.از این به بعد هم هر کی مطلب تیریپ خفن. با حال. فول انرژی.نسل سومی.نسل چهارمی.پنجمی.جوانانه.نوزادانه.بهارانه.عاشقانه و تو(داخل)این مایه ها  می خواد بیاد پیش خودم.حالا ممکنه برا وب خودم ننویسم ولی برا بقیتون می نویسم وهمچین وبتونو پر می کنم.باقلوا.به شرط چاقو.پست اول هم مجانیه.ما اینیم.   حالا لطفا اون پنجره رو ببند خفه شدم از دود سرسبز و بهاری تهرون.   

باز کن پنجره را بوی بهار می آید.بر خیز و نفس بکش.بوی بهار می آید.به پنجره نگاه کن که چگونه به باران نگاه می کند.

نه نشد.

برخیز و تن خسته ات را به شکوفه ها بسپار.با باد همراه شو و به رقص شکوفه ها ملحق شو.یا لااقل به رقص شکوفه ها نگاه کن.

نه اینم نشد.

پاشو.یالله پاشو.چیه نشستی قنبرک گرفتی.که چی بشه؟خجالت نمی کشی با این هیکل نشستی گوشه خونه.هی می خوری و هی می خوابی؟شدی عینهو خرس.اون وقت کارت شده یکی در میون خمیازه کشیدن و غر زدن و گیر دادن به این و اون.

ها... این بهتر شد.

نه بهتر از این هم میشه.تو می تونی که بهتر از این هم بنویسی.حالا اول خودت پاشو برو دم پنجره دوباره اون اس ام اس رو بخون.

یاع علی...

آخیش چه هوایی؟به به. به به.هوای عالی مستدام.

حالا ببینم این کی بوده که به من نه به خودش این جرات رو داده که به من اس ام اس بزنه و بگه:آره کامنتاتو دونه به دونه خوندم.جدا(منظورش همون جدنه)چرا ای قدر مطالبت تکرار تلخی و نا جوریه؟باورت میشه وبتو که می خونم غمم می گیره و حس خوبی ندارم؟

اس ام اس عالی برقرار...به به. به به

خب.که چی حالا چی بنویسم؟

هوا خوبه؟آره.انصافا خوبه.

حقوق گرفتی؟نه ولی پول هنوز دارم.

کسی جدیدا زیر آبتو زده؟بذار فکر کنم...نه.هنوز نه.

زیر باران

کم کم خبرها احاطه ام کرده اند.دور و برم دوباره پر شده است از خبر.انفجار در شیراز کلافه ام کرد.کشته شدن آدم ها کلافه ام کرد.جسد های سوخته ای که سهمشان از زندگی حتما می توانست بیشتر از این باشد.وزارت آموزش وپرورش در حال پوست اندازی است.البته شاید دقیق ترش این است که بگویم دوباره دارند پوست آموزش وپرورش را می کنند.چه نظام آموزشی محشری داریم در این مملکت.هر روز تغییر و هرروز آمدن و رفتن آدمها در وزارتخانه ای که ثبات باید اولویت اول آن شود و تخصص محور اصلی آن.اما حیف که سالهاست سلیقه های شخصی وگروهی حرف اول و آخر این مجموعه است.دعوای تعرفه های پزشکی بالا گرفته است.تعرفه همان پولی است که باید وقتی مریض می شویم به پزشکان محترم بدهیم تا...دعوا بر سر پول گرفتن بیشتر است.

دور و برم پر شده است از خبر.

قطبی سر مربی تیم محبوبم را در منگنه قرار داده اند تا کم کم بفهمد که به قول علی دایی اینجا ایران است و قواعد حاکم بر فوتبال آن هم قواعدی بی رحم و گاه دور از  اخلاق انسانی واخلاق حرفه ای فوتبال است.  خبر ها زیادند.هیچ کدام از خبرها بوی بهار نمی دهد.

در این بهار خبری از  باران هم نیست...تا... زیر باران رفت.

فاصله ها

حکایت رفتن آدم ها و دور شدن دل ها است.حکایت آدم هایی است که می روند و از فردای رفتن دیگر نمی بینی که بوده اند و هستند.دیروز این حکایت برایم تکرار شد.این حکایت رفتن آدم ها و خداحافظی ها بار ها و بارها برایمان تکرار شده است.آدم هایی که با هم هستند.با هم می خنددند.با هم روزگار می گذرانند.رفیق گرمابه و گلستان می شوند و بعد...دست روزگار آنها را از هم جدا می کند.راستی چقدر دلمان برای آنهایی که می روند می گیرد؟.چه روزگاری است. دوستانی می روند.از تو جدا می شوند و از فردای رفتن دیگر نمی بینی که بوده اند و هستند.در دهکده جهانی فاصله ها کهکشانی شده است.حیف.   

حل اختلاف

این گزارش در تاریخ ۲۱ فروردین در روزنامه جام جم چاپ شد.
 چند سالي است كه تشكيلا‌ت جديدي با عنوان «شوراي حل اختلاف» وارد ادبيات قضايي و حقوقي ايران شده است. آيت‌الله هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضاييه و به دنبال آن، ديگر مسوولان قضايي تشكيل شوراي حل اختلاف را نقطه عطفي در نظام قضايي ايران مي‌دانند و معتقدند بررسي سالانه 4 ميليون پرونده در 20 هزار شورا كه در حال حاضر فعال است، به كاهش زمان رسيدگي به پرونده‌ها در دادگستري و كاهش فشارها به محاكم كمك زيادي مي‌كند. با اين حال، لايحه شوراهاي حل اختلاف، بستر اختلاف نمايندگان مجلس و قوه قضاييه است.
 
ادامه نوشته

در دوحه...

متاسفم اگر کامتان را تلخ می کنم.سفری ۳ روزه داشتم به یکی از کشورهای عربی خلیج فارس.دستاورد این سفر برایم حسرتی بود که باقی ماند از مقایسه دیدن تلاش برای سازندگی و توسعه در این کشور با آنچه در ایران بود وهست.نفت و گاز این کشور بر فراز برج های در حال ساخت آن فوران می کند.قطر کشور بسیار کوچکی در حاشیه خلیج فارس است که تلاش دارد به سرعت خود را به سطح مطلوبی از توسعه برساند.در دوحه برج های ۴۰ و۵۰ طبقه ای دیدم که می گفتند در مدت ۲ سال ساخته و پرداخته شده است.به یاد برج میلاد تهران افتادم.می گفتند در صد زیادی از جمعیت بسیار کم قطر را اتباع  هندی نپالی فیلیپینی لبنانی سوری روسی و...تشکیل می دهند که در خدمت اعراب این کشور هستند.می گفتند اینها با پول منابع زیرزمینی قطر شبانه روزی کار می کنند تا قطری ها خوش باشند.به یاد منابع مشترک گازی ایران و قطر در جنوب افتادم که قطری ها چگونه گاز مشترک ما و خودشان را می برند وما...به یاد دریای خزر افتادم و سهم خودمان.به یاد افغانستان افتادم.به یاد عراق و...به یاد برنامه های ۵ ساله توسعه خودمان افتادم.به یاد لاک پشت افتادم. به یادم آمد که ما هم دولت سازندگی داشته ایم.به یاد خط فقر افتادم.با خودم فکر کردم وقتی بر گشتم تهران کرایه تاکسی(لطفا به من نخندید من خیلی دلم می خواهد ادای یک شهروند خوب را بازی کنم.برای همین از ماشین شخصی ام استفاده نمی کنم) و قیمت شیر و ماست و سیب زمینی چقدر بالاتر رفته است؟ حالا دوباره در تهران هستم.باور کنید در دوحه به من خوش نگذشت.

در فکر فرو رفت

می خندیدم.دوستی می گفت:چه خوش خیالی تو.

منظورش بی خیال بود.

تردید کردم.من!بی خیالم؟خوش خیالم؟

در فکر بودم.دوستی آمد و گفت:بابا بی خیال.

به بیرون نگاه کن.بهار شده.از بهار لذت ببر. 

و دیگری آمد و نشست.دمی خندید.خواستم بگویم:چه بی...که در فکر فرو رفت.

   

سردرد ملایم

سردرد ملایمی که حالا تا نوک دماغ پایین آمده است می رود تا موذیانه دیگر دردها را پس بزند.دردها کلمه کلمه از من دور می شوند و باز جمله جمله خود را بالا می کشند تا شاید از پس سری که درد گرفته است  بر بیایند و وجودم را فرا بگیرند...دلم از شعر پر است.اما حیف که شاعر نیستم.حیف اینجا که نشسته ام و حالا که می خواهم بنویسم حتی نمی توانم کلمات را بی قافیه و ردیف سر هم کنم.می خواستم از تو بنویسم.اما نمی توانم.سر درد ملایم حالا گلویم را می فشارد.فعلا...تا بعد...اگر زنده ماندم تا بتوانم از درد های دیگر جمله بسازم.از تو بگویم.   

خدايا...

خدايا،گفته اي:از رگ گردن به ما نزديك تري.مي گويند:عاشقي.مي گويند:بزرگي.

مي گويند:گفته اي بخوانيد مرا تا اجابتتان كنم.

خدايا:عشق را به ما برگردان.

خدايا:بزرگي را به ما برگردان.

خدايا:اجابتمان كن.

خدايا:عشق را از ايرانيان مگير.

هزار چهره ها در سال نو

هنوز بدنم داغ است.نمی فهمم که چه اتفاقی افتاده است؟۲۸ اسفند پارسال کجا و امروز ۱۶ فروردین سال نو مبارک کجا!؟روزها و شب های زیادی آمد و رفت و من انگار چند سال زندگی کردم.چند سال زندگی در چند روز.در این سالهای تعطیل!حسابی بی خیال خبر و گزارش و سیاست و حادثه و روزنامه و دنیای مجازی و غم ملت خوردن و کرایه تاکسی و حتی دیدن داربی یا شهرآورد پایتخت شدم که باحاشیه های مزخرفش حال آدم را بدمی کند  .قبل از تعطیلات هم گفته بودم که همه اینها تعطیل.البته هر شب با خیال راحت و با این تصور که ماجرا در کره مریخ می گذرد می نشستم و مهران هزار چهره راکه ۹۹۶ چهره اش سانسور شده بود می دیدم و بدون این که فکرکنم چهره پنهان فلان جمله چیست یا در فلان صحنه چه هدف غیر طنزی نهفته است فقط با اجازه دوستان و روشنایی چشم دشمنان!
ادامه نوشته