حوصله....

از نمي دانم هاي زياد، حالم خوب نيست،مي دانم

حوصله ام كش آمده است

سر ندارد... بيچاره ...حوصله ام

و من راه مي روم لخ و لخ و لخ

راه مي روم

راه مي روم

آه از اين راه هاي رفتن و بازنگشتن

آه ازاين آه هاي بي تو بودن

آه از اين نمي دانم هاي زياد

آه از اين حوصله هاي كش آمده

آه از اين جمله هاي بي سرانجام من/بي جواب تو....

......

......

راه بروم خوب است،مي دانم

......

راه مي روم

راه مي روم

آه از اين راه هاي رفتن و باز نگشتن

راه هاي نا كجا

راه هاي بي كجا

......

......

راستي تو....

مي داني راه آن نا كجا آباد كجاست؟

......

از نمي دانم هاي زياد،حالم خوب نيست

مي دانم كه مي داني....

مدیریت!

ديروز بود....
جنازه اي بر زمين ماند در پل مديريت!
امروز بود....
جنازه اي بر دار رفت در پل مديريت!
و من نميدانم تو را به ياد آورم كه در 4 صبح به چشمانت زل زدم
... يا پدري را كه زل زده بود به پل...شايد هم به خورشيدي كه بالا مي آمد از پل مديريت _ دختري _ جنازه اي _ خورشيدي -
......
چه پلي.
چه مديريتي.....
چه پلي.
واي بر ما.

24 ساعت....

نخستين مجموعه‌ي شعر صولت فروتن با عنوان «24 ساعت شب» مجوز انتشار گرفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كتاب شامل شعرها و قطعاتي كوتاه با مضامين اجتماعي است كه به زودي از سوي انتشارات نگيما منتشر مي‌شود و در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

صولت فروتن در اين‌باره گفت: اين كتاب چيزي جز دغدغه‌هاي ذهني يك انسان درگير در گرفتاري‌هاي روزمره نيست كه در قالب چينش كلمات كنار هم رقم خورده و شعر ناميدنش جسارت مي‌خواهد.

اين روزنامه‌نگار در خصوص نام كتاب گفت: شب نمادي از ارتباط عميق هر هنرمند با دنياي دروني خود و فرصتي مناسب براي دروني كردن محيط بيرون آدم‌هاست و از اين‌رو 24 ساعت شب نشان از علاقه و علقه به فضاي آرام‌بخش شبانه است.

و تعدادی کلمه دیگر

من اينگونه مي نويسم:بي سياست
شما آنگونه بخوانيد:با سياست
چه آرام و چه بي صدا....
برگ از درختان مي افتد
و....
چه آرام و چه بی صدا پاییز می آید.
و تعدادي كلمه ديگر
همين.

ای....

اي رابطه هاي سيماني
گل سرشتم خشكيد....زير پاي سرد احساستان
كلمه ها رفتند/نگاه ها رفتند/او رفت....
مشتي خاكستر بجا ماند از درخت اميد
همان درخت معروف شعرها و انشاهامان/كودكي هامان
... **
اي رابطه هاي سيماني
گل سرشتم خشكيد....
كاش روزي گلي برويد ....
كلمه اي بيايد
و نگاهي....

کو...؟

مدام از تو مي پرسم؟
مرا نديده اي /اين دور و برها؟
تا ديروز همينجا بودم
ديروز اينجا كوچه اي بود/حالا انگار بن بستي است؟
مدام از تو مي پرسم....
كوچه كجاست؟من كجايم؟بن بست كو؟...كو///