ما از تکرار واژه تحریم خسته شده ایم.همین است که از دیروز تا حالا پشت سر هم این جمله از میان ده ها جمله رییس
جمهور جدید را تکرار می کنیم که با ما با تکریم سخن بگویید.
ما که در
دنیای مجازی و وبلاگی و دنیای خودساخته خود در پی تکریم و تمجیدیم،حتما خبر داریم که آن بیرون عده
زیادی هستند که هنوز سوال اصلی ذهنشان این است که تکلیف یارانه هر
ماهشان چه می شود.حتما خبر داریم که آن بیرون عده ای هستند که با سر و دم
تحریم ها گردو می شکنند.حتما خبر داریم که آن بیرون تکریم واژه گم شده
ایست.حتما خبر داریم که بعضی ها _ شاید هم خیلی ها _ یادشان رفته است که
انسان بودن گاهی آنقدر ها هم که فکر می کنیم سخت نیست.یادمان رفته است که
زندگی تنها دویدن و دویدن آن هم نه برای لقمه ای که برای اندوختن لقمه ها و
لقمه ها نیست.
یادمان رفته است که ما آنقدر زندگی را سخت گرفته ایم که
وقتی می گوییم لبخند زیباست و مهربانی خوب است و یک نفس عمیق بکش،با
نیشخند از کنارش می گذریم....
خلاصه اینکه : ما نیازمند تکریم سازی از
درون هستیم.از میان همین کوچه ها و خیابان های خشن و بی لبخند و از میان
همین آدم هایی که نام ایرانی و هموطن دارندو داریم. اما لق لق زبانشان و
زبانمان در اینجا و آنجا و کوچه و خیابان بد و بیراه گفتن به خود و خودی و
هموطن و تاریخ و گذشته و آینده این میهن بزرگ است.
بیایید کمی بایستیم.نفس های عمیق بکشیم و خستگی در کنیم.
ما خسته ایم.نه از آنکه گرسنه ایم یا تحریمیم.نه.ما خسته ایم چون احترام
را و تکریم را و بزرگی و کوچکی را و شاگردی و استادی را و با ادب بودن را و
مهربانی و لبخند را و آنچه را در این میان می گنجد فراموش کرده ایم.ما
خانواده و اهمیت آن را فراموش کرده ایم.ما عنصری به نام آموزش و تربیت در
خانواده را از یاد برده ایم.ما نیاز به هویت ایرانی داریم.این نیاز را باید
خودمان برطرف کنیم.ما نیازمند دوری از تن پروری هستیم.بگذارید مثالی بزنم
حتما زیاد شنیده اید که در کارهای عمرانی و یدی و از این دست، کارفرماها
مدام از عملکرد ضعیف کارگرها و عمله های ایرانی و از زیر کار در رفتن آنها
سخن می گویند.و در عوض می گویند افغانی جماعت خوب و پرزور کار میکند.می
توانیم همین مثال را با دقت بگیریم و آن را تعمیم دهیم.و به مثال دیگری
برسیم.خود ما آدم های فرهنگی، ما آدم های کلمه به دست هم تن پرور شده
ایم.آنهایی که کار روزنامه نگاری کرده اند می دانند که در این سال ها این
جمله خیلی بر سر زبان های ما جماعت خبرنگار و روزنامه نگار است که :این
روزها کسی دنبال گزارش های طولانی نیست.خلاصه بنویسید.مثال دیگر وضعیت
تحقیق های دانشجویی ماست.ببینید که چه وضعی دارد.ببینید که رابطه استادی و
شاگردی در دانشگاه های ما چگونه است.ببینید چقدر دانشگاه مثل قارچ رشد کرده
اند.ببینید که چطور سر دیگران کلاه گذاشتن برای ما زرنگی و تیزهوشی شده
است.ببینید که ملاک ما برای رشد کردن و به جایی رسیدن چیست؟ببینید که چطور و
چرا تا فردی به اصطلاح خودمانی به جایی می رسد و پست و مقامی می گیرد
حتی اگر خودش نخواهد دیگران نخستین جمله ای که می گویند این است که :خوش به
حالش خیلی زود بارش را می بندد و البته همه می دانیم که بارش را بستن یعنی
چه؟
و...
سیاست جای خود.کنش های سیاسی جای خود.روابط بین الملل
جای خود.تکریم ایران از سوی کشورهای دیگر جای خود.اما ما خود نیازمند تکریم
پروری درونی هستیم.نیازمند تقویت عزت نفس اجتماعی خود هستیم و....تمام
نگاه ها را به رییس جمهور و دولت ندوزیم.خودمان هم کاری بکنیم.ذهن ها را
تغییر دهیم.
----------------------------------
صولت فروتن/چهاردهم مرداد نود و دو