كمي وجدان داشته باشم....
به وجد مي آيم از تصوير گمرنگ جمشيد بر تختي در كناره تاريخ
به وجد مي آيم از سربازي كه بر سر در فروريخته تخت جمشيد يادگاري مي نويسد:
انوشيروان ساساني اعزامي از هگمتانه ۲۸/۱۰/۸۹
امضا مي كند
.... و نگران مادر پيري است كه آش پشت پايش را بين در و همسايه تخس كرده است
باشد كه انوشيروانش سالم باز گردد
زن بگيرد
بچه دار شود - پسر -
و نوه مادر بزرگ تاريخش را ۲۰ بگيرد
رياضي اش را ۱۹
فارسي اش را ۱۸
و مادر بزرگ برايش اسپند دود كند
و انوشيروان نفسي چاق كند
به هواي تصوير گمرنگ جمشيد بر ويرانه هاي تختي در كناره تاريخ
و ببيند تصوير شفاف افتتاح بزرگراه تهران - پرديس را به دست وزير راه
****
كمي وجدان داشته باشم....
كتاب تاريخ را مي بندم
و نگاه مي كنم به انوشيروان ساساني اعزامي از هگمتانه
كه نشسته به انتظار....