آی مردم،به من رای بدهید که از مجلس به دولت بروم!
و همین خبر موجب شد که موضوع فراگیر و البته عادی شده حضور نمایندگان مجلس و یا شوراهای شهر در مناصب دولتی بار دیگر ذهنم را به خود مشغول سازد.
این نماینده مجلس شورای اسلامی بر خلاف بسیاری از همکاران خود به راحتی به رای و انتخاب و اعتماد مردم پشت نکرده و ترجیح داده است که در همان مقام باقی بماند.کاری که بسیاری نکرده و نمی کنند.
در گیرودار استقرار همین دولت و البته در دولت های چه اصول گرا و چه اصلاح طلب قبلی نیز بارها شاهد این رفتار یعنی پذیرش مسئولیت دولتی از سوی نماینگان بوده ایم.
سوال این است که آیا ارائه پیشنهاد مناصب دولتی به نمایندگان مردم و پذیرفتن آن به راحتی آب خوردن از سوی نمایندگان ، با شعارهای اصولگرایی و اصلاح طلبی و اعتدالی همخوانی دارد؟
سوال این است که فاصله شعارهای خوب و رنگی و " تو دل برو" تا عمل به مبانی و استانداردهای دموکراسی در کنش و رفتار کنشگران سیاسی و صاحب منصبان سیاسی کشور ما _ به ویژه سیاسیون قائل به اصلاح و اعتدال
-کی و کجا باید به کمترین برسد.
سوال این است که چگونه هنگام انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و شورا اصل و معیار و همه چیز، رای مردم است.اما هنگام پذیرفتن مناصب عالی دولتی همچون معاونت رییس جمهور و یا استانداری، بسیاری از شما که خود را قائل به جامعه مدنی و اصلاح امور و یا حتی اصول و ارزش ها می دانید و قطعا بر اساس همین شعارها و پایبندی ها رای می آورید و نماینده می شوید بی اعتنا به رای مردم وارد مناصب اجرایی می شوید.
آقایان و خانم هایی که از مجلس و مجلس ها به دولت و دولت ها رفته اید و می روید ،کاش به حرمت رای مردم و به پاس اعتقادی که مدعی هستید به نظام رای گیری دارید هنگام پذیرفتن مناصب دولتی دست کم از موکلان خود اجازه بگیرید و عذری بخواهید.
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.