این روزها....
این روزها تو را کم دارم
گفتی می روی و زود می آیی
گفتی تا عاشقانه بعد اینجایی
حالا بگو این بیت های بی تو را چه کنم
از همان راه دور
از همان رفتنگاه بی برگشت
پشت هر هیچستانی که هستی
از همان غروب دور
پیش همان خورشید که حالا در شهر دیگری آفتابی شده است
از همان راه دور
حالا بگو این بیت های بی تو را چه کنم
نترس
لب تر کنی برای گفتن...حوالی این آسمان باران می بارد
نترس
بگو
مثل همان وقت که گفتی تا عاشقانه بعد اینجایی
از همان رفتنگاه بی برگشت با من حرف بزن
باران که بیاید می دانم
تو هم آمده ای
به حرف آمده ای
و آن وقت بگو تا کجا خواهی رفت
تا کی؟
بگو که خواهی آمد
بگو که سر حرفت هستی و تا عاشقانه بعد اینجایی
حالا عاشقانه ها اینجا خاک می خورد
حالا اینجا کلی عاشقانه روی هم افتاده
تلنبار
و من پی عاشقانه بعد می گردم
خسته ام
بگذار تا تو می آیی کمی منگ باشم
خمار و خواب آلود
سنگ باشم
چه فرقی دارد...
حالا تو نیستی
و شعر بی معناست
کلمه بی خاصیت است
و ابرها دیگر باران زا نیستند
......
........
گفتی می روی و زود می آیی
حالا زمان به وقت اینجا دیر است
مانده تا زود شود که بیایی
گفتی می روی و زود می آیی
گفتی تا عاشقانه بعد اینجایی
حالا بگو این بیت های بی تو را چه کنم
از همان راه دور
از همان رفتنگاه بی برگشت
پشت هر هیچستانی که هستی
از همان غروب دور
پیش همان خورشید که حالا در شهر دیگری آفتابی شده است
از همان راه دور
حالا بگو این بیت های بی تو را چه کنم
نترس
لب تر کنی برای گفتن...حوالی این آسمان باران می بارد
نترس
بگو
مثل همان وقت که گفتی تا عاشقانه بعد اینجایی
از همان رفتنگاه بی برگشت با من حرف بزن
باران که بیاید می دانم
تو هم آمده ای
به حرف آمده ای
و آن وقت بگو تا کجا خواهی رفت
تا کی؟
بگو که خواهی آمد
بگو که سر حرفت هستی و تا عاشقانه بعد اینجایی
حالا عاشقانه ها اینجا خاک می خورد
حالا اینجا کلی عاشقانه روی هم افتاده
تلنبار
و من پی عاشقانه بعد می گردم
خسته ام
بگذار تا تو می آیی کمی منگ باشم
خمار و خواب آلود
سنگ باشم
چه فرقی دارد...
حالا تو نیستی
و شعر بی معناست
کلمه بی خاصیت است
و ابرها دیگر باران زا نیستند
......
........
گفتی می روی و زود می آیی
حالا زمان به وقت اینجا دیر است
مانده تا زود شود که بیایی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:11 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.