مبارك است انشاءالله،آقاي علي دايي كه او را به عنوان يك ايراني بزرگ دوستش دارم سرمربي تيم ملي ايران شد.شوخي لوس و بي نمك شيث رضايي بازيكن غير حرفه اي و بازيكن نماي تيم محبوبم پرسپوليس زلزله!محكوم شد و اينك مشكلي نيست جز اندكي گراني، جز اندكي نا مهرباني، جز اندكي سردرگمي روزانه، جز اندكي گم گشتگي و...

دوستي برايم نوشته بود: چرا غمگين مي نويسي.نوشته بود: اين همه موضوع شاد هست...خواستم مسرتم را از انتخاب دايي بنويسم كه شيث رضايي نگذاشت و با حركتش در هواپيما ماتم كرد و مرا از يك شادماني بي سبب!دور كرد. پيش پاي شما چشمم به پيام دوست ديگري افتاد كه نوشته بود:من تا اطلاع بعدي،گم شده ام.دنبال من نگرد.او حكايت دل خستگي هاي خود را خيلي خلاصه نوشته بود.حكايت يك انسان گم شده را،و من چه مي توانم بگويم جز اين كه:ما درد مشتركيم.ما فصل پاييز را بايد دوست بداريم...حيف.تا بعد...