امروز حادثه غیر مترقبه ای رخ داد که خیلی ها را خوشحال کرد.تعجب نکنید.حادثه تنها سیل و زلزله نیست.باران را می گویم که بالاخره برای دقایقی هم که شده امروز مهمان ما شد.

...و امروز چقدر همه چیز زیبا بود.چقدر آدمهایی که باران غبار از چهره شان شسته بود زیبا و خوب بودند.

باران امروز خاصیت خوب دیگری هم داشت.باران غیر مترقبه آمد و مهلت نداد که خیلی ها چتر بر دارند.امروز چترها نبودند و قطره های باران چه مشتاقانه و چه سخاوتمند بر سر و روی آدمها نشستند.

من هیچ وقت تا به حال از چتر برای محافظت از باران استفاده نکرده ام.حیف نیست که وقتی باران می بارد چتر بگیریم که قطره های باران خیسمان نکند.

زیر باران باید رفت...البته نه با چتر...با عشق...