مراسم ختم امروز...فردا است
در کنار سکوت نشسته ام.روبرویم ساعتی است که تیک و تاک می کند.تیک ساعت تار زندگیم را می نوازد و
تاک پودش را رشته می کند.روبرویم مرگ به تابلو اعلانات چسبیده است.درست کنار ساعتی که تیک و تاک
می کند.چه ترکیب قشنگی:سکوت.ساعت.مرگ.
و چه ترس آور :سکوت.ساعت.مرگ.
مرگ کاغذی از پشت شیشه تابلو اعلانات لبخند محوی دارد.
...مراسم ختم آن مرحوم فردا پنج شنبه از ساعت ۱۷ لغایت ۱۸ در مسجد صاحب الزمان منعقد می باشد.
آن مرحوم هنوز می خندد.
تیک تاک...تیک تاک...
****
ساعت ۱۷ روز چهارشنبه است.باید بروم.امروز هم...گذشت.
مراسم ختم امروز ...فردا است.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 16:45 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.