تنهایی
تنهایی
گاهی راه خودش را می گیرد و می آید وسط تمام شلوغی ها.همان جا یقه ات می
کند.و تو در حالی که میخندی باید بگویی:چیزی نیست.سوء تفاهم است.حل می
شود.بعد باید سر بگردانی و به قاب عکس روی دیوار نگاه کنی.مثلا که از تصویر
توی قاب لذت می بری.
تنهایی اما،ول کن نیست.تنهایی گاهی به قلب می زند.گاهی از چشمهایت بیرون می آید....
آخ که اگر این لبخند های لعنتی نبودند.
------------------------------ ------
تنهایی اما،ول کن نیست.تنهایی گاهی به قلب می زند.گاهی از چشمهایت بیرون می آید....
آخ که اگر این لبخند های لعنتی نبودند.
------------------------------
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9:32 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.