حیف که همه چیزمان با همه چیزمان قاطی شده است.حیف که فراموش کاریم.حیف که یا صفریم یا صد.حیف که همه مغزمان شده چشم و زبان.حیف که آدم های بیست و چند سال قبل حالا به جان هم، افتاده اند.حیف که گرانی و غم نان امان از خیلی ها گرفته و نان خیلی ها را توی روغن کرده است.حیف که دیروز دوم خرداد بود و فکر می کنیم دوم خرداد یعنی نفی هر آنچه قبل از آن بود.حیف که امروزسوم خرداد است و می خواهند در بغداد پشت میز بنشینند و تکلیف مارا معلوم کنند.روزگار غریبی است.گفتم بغداد...دلم نیامد این متن را ادامه دهم.سوم خرداد دیگری بد جور خودش را چسبانده به بغضم.گفتم بغض، یادم آمد که چه روزگاری بود و چه روزگاری شد.یادم آمد که تا همین چند سال قبل برخی از همین ها که سوم خرداد را آفریدند و ماندند، مدام می گفتند و می نوشتند که بعد از شهدا چه کردیم....حالا انگار خیلی هاشان فهمیده اند که چه کرده اند.همین است که صدایش را دیگر در نمی آورند.دیگر نمی پرسند بعد از شهدا چه کردیم.اگر من باشم می پرسم :ای داد بیداد و این ای را آنقدر می کشم که تو بفهمی چه می کشم.اگر من باشم می پرسم:بعد از شهدا چه نکردیم؟؟
......
.........
حیف که همه چیزمان با همه چیزمان قاطی شده است.وگرنه یادمان می آمد که امروز روز خون هایی است که برای میهن ریخته شد..سوم خردادی است که دوم خرداد آفرید.اصلاحات آفرید.اصولگرایی آفرید.....کاش به یاد آوریم جوانان رفته را بی هیچ مصادره ای.