در شهر من باران كه مي بارد همه چيز به هم مي ريزد.خيلي از ما مثل باران نديده ها مدام كف دستهايمان را به هم مي ماليم و به كنار دستي مان مي گوييم:اي جان،عجب باراني مي بارد.خيلي از ما دلمان مي خواهد برويم زير باران و راه برويم.من يكي كه وقتي باران مي بارد از بس كه هول مي شوم بي چتر و بي بهانه مي روم زير باران.بدم مي آيد از چتر.مانده ام كه چطور بعضي از ما تا باران مي آيد چتر دستمان مي گيريم كه مبادا خيس شويم.مبادا كت و شلوار مارك دارمان خيس شود.مبادا كه ارايش صورتمان به هم بريزد.مانده ام كه چطور بعضي ها، از پشت پنجره عاشق بارانند.مانده ام كه چطور مي شود زير باران نرفت و خيس نشد و از باران گفت.مانده ام چطور بعضي ها باران كه مي بارد به هم مي ريزند.زود و تند و سريع دلشان يك گوشه دنج و بي باران مي خواهد كه كز كنند و بمانند تا باران بند بيايد.من مانده ام و اين همه كرامت و بزرگي باران.من اگر بودم براي آدم هاي پشت پنجره نمي باريدم.من اگر بودم براي باران دوست هاي چتر به دست نمي باريدم.من اگر بودم براي خاطر مردمي كه در راه مي مانند و شهري كه با باران زشت مي شود به جاي آنكه زيبا شود نمي باريدم.بخدا باران خيلي مرد است.كه هنوز گاه و بيگاه مي بارد.برويد از كوير بپرسيد كه باران يعني چه؟برويد از رود هاي خشك شده بپرسيد كه باران يعني چه؟برويد از زمين هاي تشنه بپرسيد كه باران چيست؟من كه مي گويم باران براي ما نمي بارد.باران مي بارد كه همان عاشقان باراني دلشان حال بيايد و روحشان تازه شود.باران مي بارد براي زمين هاي تشنه كه نمي دانند چتر چيست.باران مي بارد براي رودهاي خشكيده كه بي پنجره اند.باران مي بارد براي خاطر كويري كه دور افتاده است از لطافت او.باران مي بارد براي مرام مرداني كه در خيابانهاي باراني دلشان پر مي كشد براي باران زده _ در راه مانده _هاي خيس.دلشان مي خواهد زير باران، دست باراني هاي خيس را بگيرند و پناهشان بدهند.باران مي بارد براي ماموران شهرداري كه بايد شهر مبهوت از باران را سر و سامان دهند.باران مي بارد براي شهري كه كوچك است و نمي تواند بزرگي باران را ببيند.همين است كه مات مي شود.قفل مي شود.به هم مي ريزد.باران كه مي بارد همه چيز به هم مي ريزد.باران زيباست و وقتي مي بارد آن وقت است كه تمام نازيبايي هاي اين شهر و آن شهر رخ مي نمايد و ان وقت است كه همه چيز به هم مي ريزد.باران كه مي بارد خوب است.كسي اشك هاي كودكاني با كفش هاي سوراخ  دار را نمي بيند.كودكان كفش هاي با سوراخ ،حتما خيلي وقت است كه يك دل سير،سير و سركه و كباب و چنجه و ميوه هاي مناطق باراني را نخورده اند.باران كه مي بارد خوب است.آنها مي توانند يك دل سير اشك بيزند و همه بگويند:به به،اي جان عجب باراني.بنازم به اين رحمت الهي.باران كه مي بارد،من به هم مي ريزم كه همه چيز به هم مي ريزد