خدا ....
گمان مبر که شاعر م....
نه....
از شعر تنها سرخوشی های سر در گریبان نصیبم شده است.
شعر نه....
تو بگو زندگی....
از زندگی تنها تو نصیبم شده ای.
و من
با کوله باری از نمی دانم های زندگی
حیران توام.
خدا
تو را از شعرهای من نگیرد....
تو بگو زندگی....
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 10:21 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.