تو...بهارم.
چند روزی است خالی ام....
می بینم.
می شنوم.
می روم.می آیم.می خوانم....اما....
همه این -می ها - هنوز آتشی است زیر سلول های خاکستری ام...گویا.
باید این کلمه های دوست داشتنی از زیر خاکستر بیرون بیایند.فعلا که جا خوش کرده اند....
تا کی... که دوباره گر بگیرند...بسوزانند.در شبی.نیمه شبی.صبحی از این بهار....
چند روزی است خالی ام.
فقط می نشینم ....
به تماشای تو....بهارم....
خالی از هر کلمه ای.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:32 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.