روز کارگر...

افتاب هم پینه می بندد دستهایش.

روز کارگر...

روز غریبی است.

کارگر بی نان....

کارگر خسته....

کارگر منتظر....

کارگر قراردادی...

روزت مبارک.

کاش فرصت می داشتی

و بیشتر فکر می کردی.

....

روز کارگر اوج تناقض ظاهر و باطن بسیاری از ما ادمهاست...

حاضریم در این روز عکس یادگاری بگیریم با دستهای پینه بسته کارگران.

حاضریم رخت کارگری بپوشیم و ژست حمایت از کارگران بگیریم.

حاضریم از عمق کلماتمان کارگر و رنجهایش را توصیف کنیم.

اما....

حاضر نیستیم مثل یک کارگر در کارمان عرق بریزیم و کارگری کنیم...هرجا و در هر مقامی که هستیم...

که اگر کارگری می کردیم....احوالمان ایگونه که هست نبود.گویا:

کارگری خوب است اما برای همسایه.