یک نفر رفت.

دخترش می گفت:بابا هنوز زود بود که رفتی.

اما او رفته بود.

یک نفر دیگر به دخترش گفته بود:گریه نکن دختر جان.قسمت همه همین است.

من گفتم:گریه کن.گریه کن سبک تر می شوی.

... و دختر بابا گریه می کرد.

بابا رفته بود...و دختر بابا (همسرم)گریه می کرد. من هم...همه برای آدم های خوب وقت مردن گریه می کنند.

خدایا....