صبح...
صبح با صدای سمفونی باران و سقف از خوابی با هوای شمال برخاستم.باران اینجا چقدر باران تر از تهران است.
همین!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 13:33 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.