سرم را پایین انداخته ام.می روم پی کار خودم.کنار پیاده رو٬ چسبیده به دیوار تند و تند راه می روم.سرفه امانم نمی دهد.نفسم بند می آید.رهگذر تنه می زند....بر می گردد و نگاهم می کند.یعنی که:هی یارو چته؟

می روم.از پیاده رو راهم را کج میکنم.می روم سمت خودم که ببینم چه ام شده است؟