ما خود هرم وارونه ایم....
نوشته بود:نغمه ناجور٬ روزنامه نگاری.من بودم.در وبلاگ یکی از دوستانم.زل زده بودم به تو.هنوز هم هستم.پس هستم.نگاه کن.
....یادم آمد که روزنامه نگارم.یادم آمد که جشنواره مطبوعات بر پاست و من رغبتی برای دیدن خرناس های مطبوعاتی در جشنواره ندارم .یادم آمد که چقدر بی رمق شده ام.یادم آمد که دلم برای نفس های به شماره افتاده خبرنگاران تنگ شده است.یادم آمد که چگونه خبربیاران معرکه روزنامه نگاری را مضحکه خود کرده اند.یادم آمد که ما چقدر شریفیم و چقدر سر به زیری ما به این معرکه می آید.یادم آمد که ما خود هرم وارونه ایم. راستی... تاریخ٬ سبک ما را چگونه تیتر خواهد زد؟آی... اساتید فن روزنامه نگاری٬ استادان تیتر٬نشستگان بر کرسی شوراهای سردبیری و اتاق های تیتر٬ اگر شما هم هنوز به جشنواره نرفته اید...بروید و به این سوال در نشستهایتان با مردم٬ با دیگران٬ پاسخ دهید که چرا ما خود هرم وارونه ایم؟
من به جشنواره نمی روم.شما بروید....
نغمه ناجور روزنامه نگاری....ایران.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۸۷ ساعت 20:45 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.