کاش می شد دستگاهی اختراع شود که وقتی فکر می کنی...فکر را به کلمه...کلمه را به جمله وجمله را به...تبدیل کند.

مخصوصا وقتی به نقطه ای خیره می شوی...به دور دست ها...به افق های دور...به دیروز ها ...به فرداها...

وقتی می خواهی تنها باشی...تنهای تنها...و هیچ نگویی...هیچ ننویسی...هیچ نشنوی...اما...