از چشم هایت
نگاهم سرد بود.
این را تو گفتی...
اما بدان...
من با همین نگاه سرد بود که عاشق گرمای نگاهت شدم...
آمدم که گرمایی بگیرم...
از چشمهایت...
و ...
ماندم...
و...
می مانم...
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 19:5 توسط صولت فروتن
|
سلام به تمام شما که به هر دلیل می خواهید لحظاتی با من بمانید.سلام به شما دوستان. دشمنان. دوستان امرو.ز دیرو.ز فردا. دشمنان امروز. دیروز. فردا...من:دوست شما. دشمن شما. مثل خود شما هستم.نام:صولت.نام خانوادگی:فروتن.روزگارم:....می گذرد.می نویسم.می خندم.می گریم...و روزنامه نگارم؟!هر چه هستم. اکنون با شمایم.دوستتان دارم.