دل خوش....

دل خوشیم به باران و به تو....

نه یک کلمه زیاد. نه یک کلمه کم.

مابقی کلمات فعلا در بازداشت موقت به سر می آیند....

 

....-....در این 22 روز کجا بودم....

من- آقای خیره به رو به رو٬ به دیوار٬ به این ساعت بی شماطه٬ به این سیاست از زیر بته به عمل آمده٬ به برگ های پاییز٬ به صفحه اول روزنامه٬ به آرزو های دم دستی...مثلا یک روز بیایم سر کوچه و همسایه ام بگوید به به سلام...مثلا یک شب که با تاکسی در ترافیک مانده ام خانم بغل دستی نگوید میشه یک کم برید اون ور تر...و من  نگویم خب اگه خیلی ناراحتی آژانس می گرفتی...مثلا همین دیروز بود که آرزو کردم کاش می شد می رفتم کنار یک برکه و دانه های برف را قبل از مردن در آب سر شماری می کردم بدون آن که فکر کنم:این همه برکت خدا ...باز حتما بهار نشده میگن هموطنان عزیز در مصرف آب صرفه جویی کنید٬ خیره به دوستی هاکه در افق  گم شده است٬ به لبخند محو دوستی که همین جا کنار من نشسته و خیره به روبه رو٬  به دیوار٬ به این ساعت بی شماطه....-....